ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

ویتامینه

1391/12/5 23:11
نویسنده : ندا
294 بازدید
اشتراک گذاری

میری جلوی آینه ی کمد می ایستی، حتما باید اونجا بری و خودتو تو آینه ببینی، بعد صندلهای نارنجیه من و پات می کنی، با خوشحالی عجیبی میای به سمتم و بدون اینکه از قبل آموزشی دیده باشی تاتی تاتی می گی...

ظرف غداتو که می بینی به یاد قاشق می افتی، میری جلوی کابینتی که قاشقها روشونن، هی می گی قاقا قاقا...

با اینکه تقریبا صدای همه ی حیوونا رو بلدی به محض دیدن هر جنبده ای هاپ هاپ می کنی...

در حین بازی کردن با اسباب بازیهات خصوصا خونه سازیها، مرتب می گی بازی باژی...

دختر عمه ت حلما توپ اسفنجی هاتو گازگاز کرده، چند تاشو انداختم دور، ولی چندتایی که خسارت کمتری وارد شده رو نگه داشتم، به محض دیدنشون می گم کی این کارو کرده؟ میگی حلما، بعد می گی نچ نچ نچ... یعنی اشتباه کرده... از این به بعد هم هر خطایی که می کنی یا هر خرابکاری که می کنی میندازی گردن حلمای طفلکی...

بچه ی تمیزی هستی، وقتی دستت کثیف بشه یا لباسات لکه بشه میخوای سریع تمیزشون کنم... جورابهای بابا رو هم می بری میندازی تو رخت چرکها، کلا مرتبی... عطر و ادکلنهای رو میز آرایشو که برمیداری بدون اینکه تغییر جهت بدن با همون دکوراسیون قبلی مرتبشون می کنی...

دیگه کاملا ماشین اشکال هندسی و میشناسی و اشکال و درست می ندازی سرجاشون، دایره رو زودتر از همه ی اشکال یاد گرفتی...

حلقه هایی که زن عمو سحر هدیه داده رو به ترتیب می چینی، به روش آزمون و خطا اینکارو انجام می دی، وقتی یه حلقه رو هم اشتباه میذاری خودت با یه لحنه جیگری می گی نه نه نه نه، وقتی حلقه ها رو کامل می کنی برای خودت دست می زنی... با این حلقه ها در شیر خوردنت هم از مامانی تنوع ایجاد می کنی...

تا آهنگی پخش می شه شروع می کنی به رقصیدن، به قول بابا قر تو کمری...

قشنگ می گی عینک.... به عینک خصوصا عینک دودی واکنش نشون می دی...

از طرفدارهای پروپا قرصه پیامهای بازرگانی هستی، خصوصا از تبلیغهای رایتل خیلی خوشت میاد...

یاد گرفتی به عروسکهات غذا میدی... تازه از شیر هم دریغشون نمی کنی، نه تنها به عروسکها به ماشین و توپ و ...، میای سمتم و می گی شیر شیر... واقعا لذت بخشه...

میری جای بلند می ایستی و می خوای خودتو بغلم بندازی...

با گذاشتنه یه بالش زیر پات حس می کنی اینقدر قدت بلند شده که اول از همه به سقف و لوستر نگاه می کنی...

کلا زندگی با تو چقدر قشنگه عشقه من...

1

2

3

خاله قزی

4

اولین حضور تو گل فروشی

5

6

7

خاله منا می گی دهنتو مثل دایی علی کردی

8

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

خاله منای عاشق
5 اسفند 91 23:21
ندا واقعا دوستتون دارم...
همه چیز مثل همیشه عالیه خواهر گلم
مطمئنم ابوالفضل به داشتن مادری مثل تو افتخار خواهد کرد...
خیلی زیاد دوستتون دارم
دلم براتون تنگ میـــــــــــــشه


بهترین باجیه دنیایی
نظیر نداری
نسیم-مامان آرتین
6 اسفند 91 10:57
آفرین به این پسر باهوش وبانمک


بو س بوس بوس
سمانه مامان پارسا جون
6 اسفند 91 17:28
ای جانم عزیزم
چقدر عکسها دلبرانه بود
مخصوصا عکس خاله قزی


فدای مهربونیت
مامان آراد(خاطره)
7 اسفند 91 0:46
سلام ندا جون..با یه پست جدید بروزم..
دوست داشتی یه سر بزن..
ابوالفضل جونو بوسسسسسس


سلام عزیزم
چشم حتما
هدیه
8 اسفند 91 13:49
ای شادی زندگی خانواده ی اسدی وسمیزه
دوستت دارم عزیزم


مهربون هدیه
زینب
9 اسفند 91 11:22
سلام پسر گل عکسات خیلی خوشگلن دست مامان جون درد نکنه بهش بگو من یه دوست جدیدم به ماهم سر بزنه بای بای


سلام ممنون
با کمال میل